وبلاگ

توضیح وبلاگ من

او را نمی شناسید؟!

قافله حجاج، برای استراحت در مدینه توقف کرد. سپس راهی مکه شد. در بین راه، مردی که او نیز قصد حج داشت، به آنان پیوست. آن مرد، به اعضای قافله می نگریست تا با یک یک آنان آشنا شود. ناگاه چشمش به مرد میانسالی افتاد که دائم در تکاپو بود و می کوشید به دیگران کمک کند. یک لحظه آرام نداشت. هر گاه مشکل کسی را حل می کرد، به سراغ دیگری می رفت تا حاجت او را نیز برآورد.
مرد تازه وارد از میزبانان پرسید: آیا او را می شناسید؟
گفتند: نه او را نمی شناسیم؛ ولی در مدینه به ما پیوست. مردی صالح و مهربان است. بدون این که کسی از او تقاضایی کند، دائم در حال خدمت گزاری و کمک به دیگران است.
مرد تازه وارد گفت: به خدا سوگند که اگر او را می شناختید، این گونه از او کارنمی کشیدید و چنین به او گستاخ نبودید و همچون نوکران با او رفتار نمی کردید.
مردان قافله گفتند: مگر او کیست؟
گفت: او علی بن الحسین، زین العابدین و فرزند رسول خداست.
اعضای کاروان سراسیمه از جای خود برخاستند و نزد امام سجاد (علیه السلام) رفتند.
یکی عذرخواهی می کرد و دیگری خدا را استغفار می کرد و سومی پوزش می طلبید و چهارمی گله می کرد که چرا خود را به ما نشناساندی و …
امام (علیه السلام) فرمود: من ناشناس در قافله شما آمدم که توفیق خدمت داشته باشم. هرگاه با آشنایانم به سفر می روم آنان مرا از کار و تلاش معاف کنند و به حرمت جدم، مرا گرامی می دارند. خواستم در میان شما ناشناس باشم تا بتوانم خدمت کنم و از این عبادت محروم نباشم.[1]
منبع: کتاب حکایت خوبان، رضا بابایی

1 نظر »
 
1397/02/02
عشق در هر گوشه ای افسانه ای خواند زمن

چگونه در دل ها نفوذ کنیم؟‌


رکن اصلی در خانواده قرآنی، معاشرت نیکو است. در روایتی از امام صادق (ع) آمده است که مرد به سه چیز نیازمند است: معاشرت نیکو، اقتصادی میانه و غیرتی پسندیده.[1] بنابراین اولین نیاز فرد، معاشرت نیکوست. برای رسیدن به معاشرت نیکو باید به اخلاق خوب رسید و برای دستیابی به این اخلاق، کلام خوب مهم ترین نقش را دارد. معاشرت در تمامی شئون زندگی انسان ها چه فردی و چه اجتماعی اهمیت زیادی دارد و این مهم در رفتار بزرگان تاثیرگذاری معاشرت نیکو در همه جوانب مشخص می شود.
عالمی بود که روزی پس از نماز صبح به طور غیر عادی شروع به گریه کرد. از ایشان سوال کردند که علت گریه شما چه بود؟ فرمود: اگر همسایه مسیحی ما روز قیامت جلوی من را بگیرد و بگوید شما نگذاشتید من مسلمان شوم جواب او را چه بدهم؟ گفتند: آقا اگر او مسلمان نشده است به شما چه ربطی دارد؟ فرمود: اگر اعمال و رفتار و نوع معاشرت ما با او درست مطابق موازینِ شرعی اسلامی بود و ما اسلام را در رفتارمان به او معرفی می کردیم او حتما مسلمان می شد.

 

 


بسیاری از اهل ایمان به دلیل اعمال و رفتار پیامبر اکرم (ص) و نوع معاشرت ائمه هدی (ع) مسلمان شده اند. نفوذ در دل ها حلم و بردباری زیادی را می طلبد و اگر کسی بخواهد در دل ها نفوذ کند، باید مانند انبیاء، پیامبر (ص) و ائمه (ع) رفتار نماید و اهل صبر باشد.

نفوذ در دل ها بردباری زیادی می طلبد و اگر کسی بخواهد در دل ها نفوذ کند، باید مانند انبیاء، پیامبر (ص) و ائمه (ع) اهل صبر، حلم و گذشت باشد.
این حکم در خانواده نیز جاری است. اگر پدر با فرزندان معاشرتی نیکو داشته باشد، آنها در کنار پدر لذت می برند و به هیچ وجه از حضور او گریزان نمی شوند. روابط باید به گونه ای باشد که یک اخم پدر برای فرزندان بسیار گران باشد، باید آن قدر عاطفه برقرار باشد که به محض اینکه بگوید: «من راضی نیستم»، فرزندان دست و پای خود را گم کنند و این تنها به معنای ترس نیست، بلکه نوعی رفاقت است.
واضح است که وظیفه حسن معاشرت در میان همسران به طریق اولی وجود دارد و از آنجا که رابطه زوجیت رابطه ای طرفینی است هر دو باید تلاش کنند. اگر چه گاهی اوقات جدیت لازم است، اما در بیشتر موارد معاشرت زیبا، زمینه پیش آمدن بسیاری از مشکلات را از بین می برد. نحوه برخورد باید به گونه ای باشد که کانون خانواده به محیطی پر از محبت تبدیل گردد.

 

 

از آنجا که برای رسیدن به حسن معاشرت باید کوشید، پیش از آن باید مسیر، مشخص شود و اعمالی متناسب با آن هدف به انجام برسد. چنان که پیامبر (ص) می فرماید: «یا عَلیٌ ثَلاثُ خِصالٍ مِن مَکارمِ الاخلاقِ تُعطی مَن حَرمَکَ وَ تَصِلُ مَن قَطَعَکَ وَ تَعَفُو عَمَّن ظَلَمَکَ»؛ یا علی! سه چیز از مکارم اخلاق است. اول این که عطا کنی به آن که تو را محروم ساخته و ارتباط برقرار کنی با آن که با تو قطع ارتباط کرده و گذشت کنی نسبت به کسی که به تو ظلم کرده است.[2]


سه چیز از مکارم اخلاق است. اول این که عطا کنی به آن که تو را محروم ساخته و ارتباط برقرار کنی با آن که با تو قطع ارتباط کرده و گذشت کنی نسبت به کسی که به تو ظلم کرده است.
در بیان حضرت سه راهکار اساسی برای دست یابی به اخلاق حَسَن بیان شده است. اول آن که نسبت به کسی که تو را محروم کرده است بخشنده باش، دوم آن که نسبت به کسی که با تو قطع ارتباط کرده است وصل کننده باش. گاهی دیده می شود که برای صله رحم لازم است که انسان تواضع نماید و چه بسا به تصور خود تن به ذلت بدهد. حال اگر برای خدا این کار را کرد و برای برقراری رابطه پیش قدم شد، خداوند اجری بزرگ به او می دهد و با این کار در راه رسیدن به اخلاق نیک و معاشرت زیبا گام های بزرگی برداشته است؛ سوم گذشت نسبت به آن کسی که به تو ظلم کرده است. گذشت از بزرگترین خصوصیات اخلاقی است که برای رسیدن به آن باید تلاش جدی صورت بگیرد. در روایتی رضوی از پیامب (ص) نقل شده که فرمودند: کسی ایمان بیشتری دارد که خوش اخلاق تر باشد و مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبان او در آسایش باشند.[3]

منبع: کتاب اخلاق در زندگی، سید محسن میرباقری


————————————
پی نوشت ها:
[1]. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج78، ص236.
[2]. بحار الانوار ج75 ، ص 370.
[3] . جامع الاخبار، باب 64.

به فرزندتان مهارت حل مساله بیاموزید

مردی قوی هیکل در چوب بری استخدام شد و تصمیم گرفت خوب کار کند. روز نخست هجده درخت برید. رئیسش به او تبریک گفت و به ادامه کار تشویقش کرد. روز بعد با انگیزه ای بیشتر کار کرد، ولی پانزده درخت برید. روز سوم بیشتر کار کرد اما تنها توانست ده درخت ببرد. به نظرش آمد که ضعیف شده است. نزد رئیسش رفت و گفت نمی دانم چرا هرچه بیشتر می کوشم درخت کمتری می برم!
خوشبختانه این رئیس از توانایی حل مسئله برخوردار بود.
او پرسید؟ آخرین بار کی تبرت را تیز کردی؟
مرد گفت: برای این کار وقت نداشتم، تمام مدت مشغول درخت بریدن بودم.
چنان که مسئله بالا نشان می دهد، ما نیز روزانه با انواع مسائل ریز و درشت برخورد می کنیم که برخی بسیار ساده و خوشایند (از جنسِ خیر و نعمت ها) و برخی بسیار پیچیده و ناخوشایند (از جنسِ سختی ها و فقدان ها) هستند.
خواه ناخواه در کارها و روند فعالیت های ما گره های گوناگونی می افتد. بنابراین به جای باز کردن این گونه گره ها با دندان، یاد بگیریم با شیوه درست آن ها را با دست باز کنیم و به جای رفتار منفعلانه و آرزوی اینکه ای کاش هیچ مشکلی در زندگی ما پیش نیاید، بهتر است بیاموزیم چگونه بر مشکلات خود چیره شویم.

خواه ناخواه در زندگی روزمره گره های گوناگونی می افتد. به جای بازکردن این گره ها به دندان، یاد بگیریم با شیوه درست آن ها را با دست باز کنیم.
خانواده موفق سبک های کارآمد مشکل گشایی را برمی گزینند و هنگام بروز مشکل در زندگی شخصی، مدبرانه و مقتدارنه برای حل آنها می کوشند.
شاید به نظر برسد انسان ها اغلب می توانند مشکلات خویش را حل کنند، بی آنکه لازم باشد مهارت حل مسئله را به صورت مدون یا در کارگاه مهارت های زندگی آموخته باشند، اما در عمل می بینیم که افراد زیادی نمی توانند مشکل خود را حل کنند، چون مشکل گشایی را به صورت یک مهارت به طور اختصاصی نیاموخته یا تمرین نکرده اند.

افرادی در حل مسائل زندگی خود موفق ترند که در این حوزه به طور اختصاصی آموزش دیده و تمرین کرده اند. نتیجه نهایی آموزش ها نیز در عملیاتی کردن آن در زندگی روزمره به ثمر می نشیند.
به جهت اهمیت این مساله لازم است برای مهارت حل مسئله در فرزندانمان به نکته های زیر توجه کنیم:
الف) اگر اجازه دهیم کودکان پاسخ پرسش هایشان را خود کشف کنند، در سنین بالاتر توانایی بیشتری در حل مسئله خواهند داشت.
ب) تمسخرِ راه حل های نخستین کودکان، کسب تواناییِ حل مسئله را در آنها به تاخیر می اندازد.
ج) با تمرکز بر مشکلاتی که بچه ها در سنین گوناگون با آن روبه رو می شوند، مهارت آنها را در حل مسئله افزایش دهیم.
د) به کودکان کمک کنیم تا مهارت های همیارانه حل مسئله را از راه سرمشق گیری و تشویقشان به شرکت در حل همیارانه مسائل بیاموزند.
ه) به فرزندانمان کمک کنیم که راه حل هایی پایدار برای مسائلی مانند انجام تکالیف مدرسه، اختلاف یا دعوا با یک دوست، مشکل قلدری و… بیابند. به آنها نشان دهیم راه حل های موقت مشکل را به درستی حل نمی کند.
در آخر باید بدانیم که حل مسئله تنها ویژه همسران و فرزندان نیست و در مشکلات فراگیر خانوادگی و خویشاوندی و اجتماعی و حتی بحران های زندگی کارایی دارد. بنابراین طرح مسئله یا مشکل از زبان فرزندان، دوستان، نزدیکان و همکاران را با گشاده رویی بپذیریم.

 

این مطلب ادامه دارد

منبع: کتاب این گره با دست باز می شود، مسعود نور علی زاده میانجی

اندیشیدن، پدر و مادر همه نیکی هاست

اندیشیدن، پدر و مادر همه نیکی هاست
انسان ‌های بزرگ همواره در اندیشیدن به سر می‌ برند و لحظه هایشان سرشار از تفکر، بررسی، ارزیابی و جستجوگری است. در جهان بزرگ و حقایق موجود درآن می‌اندیشند و در آفرینش خود و دیگر انسان ‌ها فکر می ‌کنند و در راه‌ های خوشبختی و کامیابی انسان‌ ها به جستجو می‌ نشینند و سرانجام به سرنوشت خود و پایان این زندگی زودگذر و زندگی پس از مرگ ژرف می‌نگرند و از مجموع این اندیشه‌ها برای به ‌سازی زندگی و نزدیکی به هدف آفرینش بهره می‌گیرند.
امام رضا (ع) درباره پیامبر (ص) می‌فرمایند: «… دائِمَ الفِکرَهِ…».1 او پیوسته و همواره در تفکر و اندیشیدن به سر می ‌برد.
پیامبر بزرگوار اسلام در این سرشت حیاتی سرآمد همگان بود و اگر بزرگترین آدمیان پاره‌هایی از زمان را ویژه اندیشیدن قرار می‌ دهند، پیامبر همیشه و همواره با اندیشیدن می‌گذراند و در اندیشه انسان‌ ها و نجات رستگاری آنان بود.

پیامبر (ص) اندیشیدن را به دیگران نیز توصیه می‌کرد: «فِکرَهُ ساعَهِ خَیرٌ مِن عِبادَهِ سَنَهِ».2 یک ساعت اندیشیدن بهتر از یک سال عبادت است.
هر نگاه پیامبر (ص) با اندیشه همراه بود، اندیشه در آنچه دیده است و بررسی علل و عوامل و سود و زیان ‌های زاده از آن و راه پیشگیری از آن ‌ها، در صورتی که نادرست و ناانسانی باشد و راه های رشد و گسترش آن هنگامی که نیک سازنده و سودمند باشد.
قرآن کریم بارها و بارها بر اندیشیدن اصرار ورزیده است و پسوند بسیاری از آیات قرآن، فراخوان به تفکر و اندیشیدن است «وَ اَنزَلنا إلَیکَ الذِّکرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إلَیهِم وَ لَعَلَّهُم یَتَفَکَّرُونَ».3 بر تو قرآن فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را فرستاده شده روشن گردانی؛ باشد که آنان نیز بیندیشید.
قرآن کریم بارها و بارها بر اندیشیدن اصرار ورزیده است و پسوند بسیاری از آیات قرآن، فراخوان به تفکر و اندیشیدن است.

راه و روش و سیره پیامبر (ص) و سرشت بی مانند او باید درس آموز امت اسلامی باشد و مسلمانان و به‌ویژه مدیران و مسئولان را از هر گونه نسنجیدگی و بی‌فکری رهایی بخشد و پیگیر اندیشه‌ های سازنده و رهایی بخش سازد؛ زیرا که اندیشیدن و ارزیابی و دستیابی به راه‌ های علمی و منطقی سرچشمه جوشان هر صلاح و کمال و درستکاری است.
امام حسن (ع) می‌فرمایند: «أوصِیکُم بِتَقوی الله و ادامهِ التَّفَکُّرَهِ؛ فَإنَّ التَّفَکُّرَ اَبوکُلَّ خَیرِ و اُمِّه». 4 شما را به پرهیزکاری از خدا و اندیشیدن مدام و پیگیرانه سفارش می‌کنم که بی گمان اندیشیدن، پدر و مادر همه نیکی هاست.
امت محمد (ص) اگر چون پیامبر خود دائم الفکر (همیشه در اندیشیدن) نیستند، دست کم در کارهای مهم فرهنگی، تربیتی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و روابط خارجی و… نیک بیندیشند و از فکرِ کارشناسان این دست کارها بهره گیرند و نسنجیده به کارهای مهم دست نیازند.

 منبع: کتاب سیره پیامبر(ص) به روایت امام رضا (ع)، محمد حکیمی

دوستى با جنس مخالف به قصد امر به معروف

پرسش :
اگر دوست شدن با یک دخترى، باعث شود که او با حجاب و سنگین شود و دست از کارهاى خود بردارد، آیا شرعى است که این کار را انجام دهم؟

پاسخ :
از اینکه به فکر هدایت دیگران هستید، جاى خوشبختى است و داشتن چنین روحیه ‌اى، بیانگر روحیه مسئولیت ‌پذیرى و تعهّد و پایبندى شما به موازین شرعى است. امیدواریم که همواره در صراط مستقیم، حافظ حریم الهى و الگوى مناسب براى هدایت جوانان باشید.
همان ‌طور که مى ‌دانید، اسلام براى جلوگیرى از گناه و نشر و گسترش کارهاى شایسته، راه کارهایى را ارائه مى ‌دهد که اگر از آن طریق، وارد عمل شویم، هم باعث جلوگیرى از گناه مى ‌شود و هم خودمان از آلوده شدن به گناه مصون خواهیم ماند. راه ‌کار اسلام تحت عنوان امر به معروف و نهى از منکر، وظیفه ما را مشخص نموده است و ما مجاز نیستیم، از هر راهى جلوى گناه دیگران را بگیریم! شما براى اینکه وظیفه خود را انجام داده باشید، مى ‌توانید آن دختر را نهى از منکر کنید. انجام چنین کارى، مستلزم طى کردن مراحلى است که در زیر به آن اشاره مى ‌شود:

1. مؤدبانه از او بخواهید از آن گناه پرهیز کند.
2. اگر تأثیر نگذاشت، به صورت جدى ‌ترى به او تذکر دهید؛ اگر دیدید برخورد مؤدبانه، منطقى و جدى شما موثر واقع نشد، مسئله را به مراجع ذى ‌صلاح تذکر دهید که آنها اقدام کنند و وظیفه شما همین مقدار است. اگر مؤثر واقع شد، قطعا شما نزد خداوند اجر و پاداش دارید و اگر هم هدایت نشد، باز هم شما به دلیل اینکه وظیفه شرعى خود را انجام داده ‌اید، نزد خداوند مأجور هستید.

اما اینکه نوشته ‌اید: «آیا از طریق دوستى با او، مى ‌توانید جلو گناه او را بگیرید و باعث شوید که او دخترى باحجاب و سنگین شود»، پاسخ منفى است! چه اینکه اولاً اسلام دوستى با نامحرم را منع کرده و فرموده است: با زنان یا دختران دوست نشوید. دوم اینکه، این دوستى، مى ‌تواند تبدیل به دامى براى خود شما گردد و ما حق نداریم خودمان را با دست خودمان، به هلاکت اندازیم: «لا تُلْقُوا بِأَیدِیکمْ إِلَى التَّهْلُکةِ »[1].

روزى امام صادق (علیه ‌السلام) ‌ دید مردى از مغازه ‌اى چیزى برداشت، از او پرسید: چرا مرتکب این عمل (دزدى) شدى؟ مگر نمى ‌دانى دزدى گناه است!
آن مرد در جواب امام گفت: مگر قرآن نخوانده ‌اى؟ در قرآن آمده است که اگر کسى یک گناه کند، خداوند فقط یک ‌بار او را عذاب مى ‌کند؛ ولى اگر عمل خیرى انجام دهد خداوند ده برابر به او پاداش مى ‌دهد! من با دزدى کردن یک گناه کرده ‌ام؛ ولى آنچه از طریق دزدى به دست آوردم، مى ‌خواهم به دیگران (افراد نیازمند) صدقه بدهم و عمل دوم من چندین برابر ثواب دارد و یکى از ثواب ‌ها را من جایگزین آن گناه مى ‌کنم و بقیه ثواب ‌ها نیز به نفع من است.
امام (علیه ‌السلام) ‌ به او گفت: بله عمل خیر، مانند صدقه دادن چندین برابر ثواب دارد؛ ولى به شرط اینکه این صدقه از راه حلال به دست آمده باشد، نه از راه حرام.

بنابراین گر چه نیت شما خیر است، ولى راهى که انتخاب کرده ‌اید، نه تنها مشروع نیست؛ بلکه وسوسه شیطان است و او مى ‌خواهد شما را گرفتار کند! و شما را از طریق خیرخواهى و مذهبى فریب دهد.

ارتباط زن و مرد نامحرم بسیار حساس، ظریف و در عین حال خطرناک است. روزى از عالم بزرگ مقدس اردبیلى پرسیدند: آقا اگر شما با یک زن نامحرم در یک اتاق قرار بگیرید، چه مى ‌کنید؟ او فرمود: به خدا پناه مى‌برم!!
على ‌رغم اینکه او یکى از بزرگان اهل تقوا و معنویت بود، قرار گرفتن در چنین شرایطى را براى خود خطرناک دید. علت اینکه اسلام حتى قرار گرفتن زیر یک سقف و در یک جاى تنها با زن نامحرم را - اگر احتمال گناه داده شود - حرام مى ‌داند و اگر احتمال گناه نباشد، مکروه مى ‌شمارد؛ نشانگر حساسیت ارتباط بین زن و مرد نامحرم است، و راهى خطرناک است. پس بکوشید فقط از طریق امر به معروف و نهى از منکر، وارد شوید؛ آن هم در صورت مؤثر واقع شدن؛ در غیر این صورت شما تکلیفى ندارید.

پی‌نوشت:
[1]. سوره بقره (2)، آیه 195.

منبع: روابط پسر و دختر، محمدرضا احمدى، قم: نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ‌ها، دفتر نشر معارف، 1386.

راهکارهایی برای افزایش تمرکز حواس


ذهن نیاز به درگیری دارد
شاید شما تا به حال خیلی به حواس پرتی فکر کرده باشید و بارها از خود پرسیده باشید که چرا گاهی به هنگام مطالعه، حواس آدم پرت می شود؟ ذهن همواره می خواهد درگیر و مشغول باشد؛ بنابراین، اگر آن چه اکنون انجام می‌دهید، در شما درگیری و مشغولیت ذهنی ایجاد کند، فکر شما دیگر احساس نمی کند که جای دیگری برود و در آن جا درگیر شود؛ اما اگر در انجام این کار، درگیری ذهنی ایجاد نشود، ذهن شما شتابان به جایی می رود تا خود را در آن جا مشغول کند و این، همان حواس پرتی است.

ذهنیت نادرست
بیشتر افراد گمان می کنند که تمرکز، یک امر ذاتی و تغییر آن ناممکن است؛ در حالی که تمرکز، یک امر اکتسابی است و باید هر روز پرورش و جهت داده شود و هر کس، با هوش عادی خود، می تواند به آن دست یابد؛ پس گفتن این جمله که «من ذاتا آدم حواس پرتی هستم»، کاملاً غلط است و همین ذهنیت نادرست، باعث می شود تا انسان نتواند از تمرکزی عالی برخوردار شود.

منشأ درونی یا بیرونی
حواس پرتی یا منشأ ذهنی و درونی دارد و یا منشأ بیرونی و محیطی.
حواس پرتی درونی و ذهنی، عبارت است از اشکالات فکری انسان و اندیشه هایی که موانعی بر سر راه توجه دقیق به مطالعه و تمرکز حواس ایجاد می کنند. این موانع، شامل مواردی از قبیل درد، رنج، غم و غصه، نگرانی، گرسنگی و تشنگی، سردی و گرمی، ترس، خشم، شادی، سردرد و… می باشد. حواس پرتی بیرونی و محیطی، به محیط پیرامون فرد و یا تحریکات غیرعادی که توسط حواس مختلف انسان ایجاد می شود ارتباط پیدا می کند؛ مانند نور شدید و ضعیف، صداهای ناهنجار، روشن بودن رسانه ای صوتی و تصویری و نظایر اینها.
بیشتر حواس پرتی ها، علل درونی دارند و به طبیعت فرد، ویژگی ها، حالات روحی و روانی و عادات فردی بستگی دارند. بی شک، حواس پرتی بیرونی، آسان تر از عوامل حواس پرتی درونی برطرف می شود. از این رو، می توان بدون توجه به عوامل محیطی، مانند سر و صدای زیاد، شلوغ بودن محیط و حتی داخل سرویس و هنگام مسافرت تمرکز حواس خود را حفظ کرد؛ اما نمی توان در حال گرسنگی و یا تشنگی شدید، نگرانی و ناراحتی و فکر و اندیشه، با تمرکز مطالعه کرد و یا کار دیگری را با تمرکز انجام داد.

روش‌هایی برای تقویت تمرکز
تمرکز حواس در هنگام مطالعه، کلید اصلی و اساسی درک و فهم مطالب است و کلید اساسی تمرکز حواس، استفاده از روش هایی است که باعث تقویت و پرورش مهارت های لازم برای این کار است. بنابراین، بدون تمرکز حواس، ممکن است درک و فهم مطلبی که فقط یک ساعت وقت لازم داشته باشد، ساعت ها وقت بگیرد؛ اما به خوبی فهمیده نشود و اثر مثبتی نداشته باشد. از این رو، کاربرد روش ها و فنونی برای افزایش تمرکز حواس پیشنهاد می ‌شود:
نا امید نشوید
زمانبندی خاصی برای انجام این تمرین ها پیشنهاد نمی شود، چون اگر به شما گفته شود که باید در مدت یک هفته تمرینی را تکمیل کنید و به آن مسلط شوید و شما از عهده این کار بر نیایید، ممکن است نا امید شوید و یا گاهی ممکن است برای به پایان رساندن تمرین در زمان تعیین شده، آن را بطور کامل و صحیح انجام ندهید. بخاطر بسپارید که گاه روزها، هفته ها و حتی ماهها تمرین مستمر لازم است تا به این مهارت ها مسلط شوید.

تمرین شماره یک: کلمات را بشمارید
کتابی را انتخاب کنید، یک صفحه از آن را در نظر گرفته و تعداد کلمات موجود در هر پاراگراف را بشمارید. یک بار دیگر این کار را تکرار کنید تا مطمئن شوید که شمارش را درست انجام داده اید. در ابتدای کار با یک پاراگراف شروع کنید و هنگامیکه این تمرین برای شما آسان تر شد، تمام کلمات یک صفحه را بشمارید. شمارش را به طور ذهنی و با حرکات چشم هایتان انجام دهید.

تمرین شماره دو: در ذهن خود از یک تا صد را بر عکس بشمارید.

تمرین شماره سه: در ذهن خود از شماره صد، سه تا سه تا بشمرید و کم کنید.

تمرین شماره چهار: تکرار ذهنی
یک کلمه و یا یک طرح ساده را انتخاب کنید و آن را به مدت 5 دقیقه در ذهن خود تکرار کنید. هنگامی که توانستید بهتر و آسان تر تمرکز کنید. سعی کنید این کار را برای مدت 10 دقیقه انجام دهید و بدون آنکه تمرکز حواس خود را از دست بدهید.

تمرین شماره پنجم: تمرکز بر یک شی
یک میوه مثلا یک سیب را بردارید و از همه طرف به آن نگاه کنید. تمام حواس خود را بر روی آن متمرکز کنید و به چیز دیگری غیر از آن سیب فکر نکنید. وقتی به سیب نگاه می کنید به چگونگی رشد آن و یا ارزش غذایی آن و یا حتی مغازه ای که آن را خریده اید فکر نکنید، بلکه فقط و فقط به خود سیب فکر کنید. به آن نگاه کنید، آن را ببویید و لمس کنید.

تمرین شماره شش: با چشمان بسته تمرکز کنید
همانند تمرین قبل عمل کنید با این تفاوت که این بار چشمانتان بسته باشد. در ابتدا تمرین شماره 5 را به مدت 5 دقیقه تکرار کنید و سپس به انجام این تمرین بپردازید. چشمان خود را ببندید و سعی کنید طعم، رنگ و بوی میوه را احساس و تصور کنید و هر چه می توانید این تصویر را در ذهن خود شفاف تر کنید. اگر نتوانستید این کار را انجام دهید، چشمان خود را باز کنید، میوه را نگاه کنید و سپس تمرین را تکرار کنید.

تمرین هفتم: تمرکز بر یک شی ساده
یک شی ساده مثل قاشق، چنگال و یا لیوان را بردارید و بر روی آن تمرکز کنید. از همه طرف به آن نگاه کنید بدون آنکه کلمه ای در ذهن داشته باشید. سعی کنید فقط به آن شی نگاه کنید بدون آنکه بر اسامی و یا کلمات مربوط به آن فکر کنید.

تمرین هشتم : تمرکز بر شکل هندسی
پس از آنکه در انجام تمرین قبل مهارت پیدا کردید، می توانید این تمرین را انجام دهید. شکل هندسی کوچکی ( مثلث، مربع و یا دایره ) را بر روی کاغذ رسم کنید و آن را به رنگ دلخواه درآورید. سپس بر روی آن تمرکز کنید. فقط به آن شکل فکر کنید و افکار نامربوط دیگر را از خود برانید. سعی کنید در طی تمرین به کلمات فکر نکنید.

تمرین نهم: با چشمان بسته تمرکز کنید
مانند تمرین قبل عمل کنید با این تفاوت که این بار چشمانتان بسته باشد. اگر نتوانستید شکل را بطور کامل مجسم کنید، چشمانتان را باز کرده، چند دقیقه به شکل نگاه کنید سپس چشمان خود را ببندید و تمرین را ادامه دهید.

تمرین دهم: به هیچ چیز فکر نکنید
سعی کنید حداقل برای مدت 5 دقیقه به هیچ چیز فکر نکنید. دقت کنید وقتی که تمرین های قبلی را با موفقیت به پایان رساندید، آنگاه نوبت به این تمرین خواهد رسید. در آن هنگام شما برای انجام این تمرین آمادگی خواهید داشت و قادر خواهید بود برای مدتی معین به هیچ چیز فکر نکنید. به زودی این کار برای شما آسان و آسان تر خواهد شد.

منبع : راسخون

علت محبوبیت "پایتخت ۵"


در تمام پنج مجموعه از پایتخت ما شاهد استفاده از موسیقی بومی و محلی بودیم که در این آشفته بازار موسیقی و بی محتوا شدن شعر های به کار رفته در بعضی از موسیقی های پاپ و علاقه مندی غیر عادی مردم و جوانان به این نوع موزیک ها، بسیار دقیق و لازم و کاربردی است.

 بدون اغراق یک از بهترین کارگردانان و بازیگران کشور در تهیه سریال های پایتخت، تلاش بی وقفه و قابل تقدیری را داشته اند. این سریال علاوه بر درون مایه طنز دارای نکاتی عمیق و قابل توجّه است که باید برای ارزشمندی این سریال چند نکته را بیان کرد تا دیگران هم قدر این تلاش های ارزشمند را بدانند و کمی هم هواسشان را به کارهای فاخر داخلی جلب کنند و در لابلای تماشای سریال سفارشی شبکه “جم” به این کارهای عمیق هم گوشه چشمی داشته باشیم.

احیای سنت های عمیق مازندرانی

بنده به عنوان یکی از اهالی مازندران بدون اغراق می توانم بگویم کاری که این سریال در شناساندن سنت عمیق این مرزو بوم داشته هیچ یک از ارگان ها در طول این چهار دهه بعد از انقلاب نکرده اند، البته همیشه مخالفانی وجود دارند و در اوایل پخش پایتخت یک یا دو عده ای در تجمعی جلوی استانداری مرکز استان به این سریال اعتراضی کردن و چون بسیار اشکالشان غیر وارد بود اصلا بازتابی پیدا نکرد و الان خودشان دارند پای این سریال ساعات خوشی را به سر می برند. برخی از این سنت ها را بیان کنیم:

الف: توجه به موسیقی بومی

در تمام پنج مجموعه از پایتخت ما شاهد استفاده از موسیقی بومی و محلی بودیم که در این آشفته بازار موسیقی و بی محتوا شدن شعر های به کار رفته در بعضی از موسیقی های پاپ و علاقه مندی غیر عادی مردم و جوانان به این نوع موزیک ها، بسیار دقیق و لازم و کاربردی است. با توجّه به ساخت بسیاری از سریال های سنتی و بومی کمتر دیده شده این دقت در انتخاب و حساسیت استفاده از موسیقی بومی و در هر سکانس ما موسیقی متناسب همراه با محتوای دقیق را مشاهده کردیم.

اینها تلنگری به کارگردانان دیگر است که نسبت به موسیقی بومی و سنتی دقت داشته باشند و اگر کار می سازند کاری خوب و تمام و کامل و همه جانبه را برای بیننده آماده کنند تا مخاطب هم ارتباط لازم را با کار تولیدی بگیرد.

ب: برجسته شدن ورزش های بومی

خوب می دانیم مازندران مهد کشتی ایران و دیار پهلوان پروری است که در تمام دوران ورزشی بزرگانی را به ورزش ایران معرفی کرده است و همچنان هم در این خدمت موفق بوده است. ما نهایت هنرمندی را در پایتخت 3 دیدیم و پی بردیم اگر بخواهیم فرهنگی را احیا کنیم با به مردم معرفی کنیم، این کار نشد ندارد، از تلاش های نویسنده تا سختی های اقای طنابنده در همراهی با نقش یک کشتی گیر را باید جدی گرفت.

ج: زندگی خانوادگی و فامیلی در یک خانه

یکی از سنت های مرسوم در مازندران، هم زیستی مسالمت آمیز چند خانواده در یک خانه و یا در چند خانه با حیاط مشترک است. در طول این پخش این سریال این دقت و ظرافت را به خوبی دیدیم و پی بردیم این سبک زندگی فراموش شده در ادبیات مدرن بسیار کاربردی و قابل استفاده برای خانواده ایرانی می باشدکه باید با دقت بیشتری به این نکته روی بیاوریم و باور کنیم تنها زندگی کردن و دور از خانواده و بی توجهی به صله رحم می تواند آسیبی جدی به خانواده ها داشته باشد.

د: حفظ ادبیات سنتی

برای احیای ادبیات بومی هر استان تنها راه کار، استفاده از این ادبیات در فیلم ها و سریال ها ست و شبکه های استانی هم با ارائه این کار ها باید به احیاء و تقویت این مهم کمک کنند. جالب است به کار گیری این ادبیات بومی به قدری دقیق و ماهرانه بوده است که ما شاهد استقبال مردمان غیر مازندرانی از این سریال بودیم و در طول این سال شاهد پخش مکرر این سریال از شبکه های دیگر استان ها بودیم و این دقت را باید استان های دیگر داشته باشند که سریال رو طوری بسازند که بتواند در استان های دیگر هم پخش شود و همه مردم بتوانند با آن فیلم و سریال ارتباط بگیرند. در سکانس هایی که ارسطو به خاطر خارج رفتن در بین حرف زدن از ادبیات غربی استفاده می کند، به شدت مورد انتقاد قرار می گیرد که تو غرب زده شده ای و به فرهنگ خودت پای بند نیستی.

احترام و ادب به مقدسات

الف: جایگاه پدر و مادر

یکی از مهمترین مقدسّات دینی ما که متاسفانه در بعضی از سریال ها و فیلم ها نتوانستند به بیان این جایگاه بپردازند، بحث جایگاه والدین است. خوب می دانیم که خداوند بعد از توحید و یگانه پرستی دستور به احسان به والدین داده است و حتما برایش مهم بوده ست که در این ترتیب بعد از بحث توحید در قرآن ذکر شده است.

ما در طول این پنج مجموعه از سریال پایتخت دیدیم که فیلم نامه با همه تغییرات و انعطافاتی که در روند بیان قصّه داشته است، به اهمیت جایگاه والدین و خصوصا نگهداری پدر موجود در این سریال داشته است، تا جاییکه در پایتخت دو وقتی نقی پدرش را به علت مسافرت به برادرش می سپارد و به خاطر نگرانی، دلش طاقت نمی یاورد و می خواهد پدر را با خود به مسافرت نبرد و بر می گردد تا پدر را از برادرش بگیرد.

در ادبیاتی دقیق وقتی پدر را همراه با پلاکارد ویلا اجاره ای کنار جاده می بیند به برادرش می گوید: «چرا آبروی من را سر خیابان گذاشته ای» بله این ادبیات به تمام فیلم ها و سریال های پوچی که به سیاه نمایی و بیان اشکلات اجتماعی پرداخته، می ارزد. این است به تصویر کشیدن ارزش نگهداری پدر و پشت پا زدن به خانه سالمندان، این همان چیزی است که ما دنبال بیان آن بودیم و هستیم و امروز شاهد آنیم که یک سریال موفق با درون مایه طنز، به خوبی این مهم را به مخاطب منتقل کرده است.

اصلا یاد مادر به حدی برای این خانواده شمالی مهم است که بارها برای حل مشکل با به کار بردن نام مادر و رفتن سر مزار او این مهم را به مخاطب یاد آوری می کند.

ب: اهمیت نماز و نماد های مذهبی

متاسفانه استفاده از نماز در فیلم ها و سریال ها به قدری کلیشه ای شده که اصلا مخاطب نمی تواند ان را به خوبی هضم کند و انتقال مفاهیم دین با توجه به کارهای ناقص موجود بسیار سخت شده است. در این سریال با یک ادبیات بامزه که بابا پنجعلی در طول این سریال ها داشته بسیار لطیف به جایگاه نماز اشاره کرده اند و در مواردی مختلف با استفاده از نماز و مسجد و … به جایگاه نماز در زندگی اشاره کرده است.

مثلا قصه پایتخت 2 را پیرامون انتقال گنبد و گلدسته به جنوب می نویسند و همه داستان درگیر رساندن این گنبد و گلدسته نذری است که باید به مقصد برسد. این غیر مستقیم گویی ها خیلی دقیق و لطیف است و اصلا در انتقال مفاهیم دینی اصلا رک و مستقیم گویی نتیجه نمی دهد.

سیاسی کاری نکنیم

یاد بگیریم هر جا کاری خوب دیدیم فارغ از گرایشات سیاسی، به بیان خوبی های موجود بپردازیم. متاسفانه در هر دو جناح موجود این خصلت بد وجود دارد که وقتی که باید از فیلمی فاخر و خوب مثل بوقت شام یا سریال پایتخت و … حمایت کنند اول نگاه می کنند به سازنده یا بازیگران، اگر جهت گیری های سیاسی آنها یکی بود بعد شاید به حمایتی از این کار بپردازند والّا هرگز یادی از آن نمی کنند و اگر هم نقد کنند، خیلی جانب انصاف را در آن نگه نمی دارند. همان طور که ما در فیلم قللاده های طلا شاهد بودیم:

بازیگر «قلاده های طلا» گفت: «کار اکشن در سینمای ما گم است ولی من می توانستم این کار را در نقشم در این فیلم به نمایش بگذارم، البته قبل از بازی در «قلاده های طلا» برای سال ها هیچ پیشنهاد بازی سینمایی نداشتم؛ البته تله فیلم و نقش های کوتاه در سریال ها داشتم، ولی در این مدت یک فیلمساز با من تماس نگرفت که نقشی را به من پیشنهاد دهد.» نورایی با بیان اینکه بعد از بازی در «قلاده های طلا» کار سینمایی انجام دادم، افزود: این مسئله که فلان بازیگر برای یک پروژه ای شرط بگذارد که اگر فلان بازیگر در فیلم بازی کند، من در پروژه حضور نخواهم داشت و به نظرم این مسئله در هنر و در حرفه سینما جایگاهی ندارد؛ چرا که وظیفه بازیگران بازی نقش است و این شرط گذاشتن ها اصلا وجهه خوبی نیست و اینگونه اتفاقات بعد از بازی ام در «قلاده های طلا» برایم خیلی اتفاق افتاد.

حیایی با بیان آنکه بعد از «قلاده های طلا» مرا در سینما بایکوت کردند، بیان داشت: «حتی از میان همکاران بعضا صمیمی و نزدیک بوده اند که گفتند اگر امین حیایی در پروژه ای باشد ما حاضر به حضور در آن نیستیم چون او محبوبیتش را از دست داده است! چون «قلاده های طلا» فیلمی ضدّسبز است و بسیاری دوست نداشتند من در چنین فیلمی بازی کنم. منم اصلا برایم جبهه بندی ها مهم نبوده و فقط بازی حرفه ای مهم بوده است.»

استکبار ستیزی

یکی از مهمترین نکات موجود در سری جدید این سریال اشاره ای ریز و ظریف به استبار ستیزی و بیان شعار مرگ بر امریکایی است که به صورت طنز در قصه به کار برده شده است. این همان شعاری است که بسیاری از سلبریتی ها در افاضات خود دلیل سیل و زلزله و بلایای طبیعی را همین شعار های مرگ بر امریکا دانسته اند.

بعضی هم شعار دادن چه ها در مراسم صبحگاهی را نوعی خشونت و ضد تربیت می دانند و خوب نمی دانند که انسان باید در زندگی خود تولّی و تبرّی را بفهم د و رعایت کند و ما در زندگی باید تابع یک خدا باشیم یا خدای نارو یا خدای نور، و بی طرفی و خنثی بودن هم جز خسارت چیزی به دنبال ندارد. در پایان هم جا دارد این چند خط را که برداشتی لطیف از یکی از قسمت های سری جدید این سریال است، را نقل کنیم.

1- مسئولین برگزاری جشن بچه رو با یک #ماشین_شارژی از بالای درخت می کشونن پایین.

2- همه در حال رقص و پایکوبی هستن و کسی نمیدونه پشت صحنه چه خبره و مسئولین برگزاری میخوان که خواننده بهتر بخونه و گرمتر کنه مجلس رو.

3- از طرفی ارسطو و رحمت مهمونای ساده رو با نقشه ای جالب سرگرم رفتن مجانی به ترکیه میکنن.

4- بچه وارد اتاق میشه و در از پشت قفل میشه، حالا یک بچه ی بی دفاع داریم و یک ترامپ.

5- ترامپ آب نبات نشون میده و بچه رو میبره سمت خودش.

6- بچه با آب نبات گول میخوره و نزدیک ترامپ میره، حالا قیچی بیرون میاد تا بچه ختنه شه. (البته چاره ای جز تسلیم نداشت).

7- پشت درهای بسته بچه داره ختنه میشه و جیغ می کشه اما صدای رقص و آواز انقدر بلنده که هیچ کس صدای ناله ی پسر بچه ی بیچاره رو نمیشونه.

8- ترامپ کار خودش رو کرد، با اینکه رو پلاکاردش نوشته بود بدون درد و خونریزی، اما هم درد داشت هم خونریزی و کسی نفهمید که چی بر سر بچه اومد. همه سرگرم مسایل حاشیه ای که ارسطو و مسئولین جشن طراحاش بودن…

و چقدر این قصه آشناست…

حجت الاسلام مرتضی باقری

1 نظر »
 
1397/01/14
عشق در هر گوشه ای افسانه ای خواند زمن
 
مسابقه وبلاگ نویسی حمایت از کالای ایرانی