وبلاگ

توضیح وبلاگ من

خوش گذشت؛ اما .....

 
تاریخ: 20-12-96
نویسنده: عشق در هر گوشه ای افسانه ای خواند زمن

تازه از سفر برگشته بود. هر چه فکر می کرد، زیانی در این سفر نمی دید. هم خوش گذشته بود و هم سود سرشاری از این سفر تجاری برده بود. با خود می گفت: پس چرا امام صادق (ع) به من گفت نرو، زیان می کنی؟ سفر از این سودمندتر؟
کوچه های مدینه را یک یک پشت سر گذاشت تا به در خانه امام رسید. بر در کوبید و کسی در را باز کرد. داخل شد و نزد امام نشست. آنچه در سفر بر او گذشته بود، گفت؛ خصوصا از سودهایی که نصیبش شده بود.
هنگام خداحافظی گفت: پیش از سفر خدمت شما رسیدم و درباره این سفر با شما مشورت کردم، مرا از سفر نهی کردید و فرمودید: این سفر برای تو زیان دارد. اکنون هر چه می نگرم، زیانی نمی بینم.
امام فرمود: آیا به یاد داری که در یکی از منازل راه، چنان خسته بودی که خوابیدی و تا خورشید ندمید، بیدار نشدی؟


-آری، به یاد دارم. آن روز نماز صبحم قضا شد.
-به خدا سوگند که اگر این سفر، همه دنیا را نصیب تو می کرد، سود آن کمتر از زیانی است که فوت نماز بر تو وارد کرد.

منبع: کتاب پیوند جان و جانان، ص101.

 

کلیدواژه ها: حدیث از امام صادق, نماز, کتاب پیوند جان و جانان
نظر از: حضرت مادر (س) [عضو] 

سلام احسنت

1397/01/11 @ 09:23
نظر از: كوثر [عضو] 

احسنت
به وبلاگ بنده هم سر بزنید
http://blog42.kowsarblog.ir/
یا علی(علیه السلام)

1396/12/24 @ 21:50
نظر از: مستاجر خدا:) [عضو] 

احسنت
خوشحال میشم از وبلاگم دیدن کنید
http://blogroga.kowsarblog.ir/
موفق باشید

1396/12/24 @ 17:14
نظر از: خادم المهدی [عضو] 

زیبا نوشتی

1396/12/22 @ 15:02
نظر از: ستاره مشرقي [عضو] 

عالی بود
متشکرم

1396/12/22 @ 00:50
نظر از: بهارسمنان 

احسنت خوب بود

1396/12/21 @ 20:34


فرم در حال بارگذاری ...

« گیر ندید، رقاصه ها بالغ نبودند!دعای مادر »
 
آموزش طراحی سریع بروشور